تبليغاتX
توله سگ سیبیل دار





















توله سگ سیبیل دار

یادداشتهای متفرقه

سلام من مانیا هستم...جاتون خالی امروز با شفتروگلبرگ وملودی رفتیم

اندیشه...بازم سوتی دادیم..داشتیم راه میرفتیم که بریم تو ملودی میگفت

من دیگه به شهنام نیگا نمیکنم و اینا...بعد همون لحظه شهنام اومد بیرون

من خرم زدم به ملودی...وای شهنام دید...وای بازم سوتی دادیم..حالا چی

فکر میکنه راجع به ما...؟؟بعد رفتیم پایین..اقا رضا هم بود...پررو...فکر کنم

همسن ملیکاست...(ملیکا مامانمونه)بعد چار میخ نبودش به جاش مامانش

بود و یه دختره..بعد شفتر مخ مارو خورد به خاطر شیرو بعد همگی رفتیم

پایین اما شیرو نبود....اخی...ما بازهم ضایع شدیم...باز عطری میخواست به

ما عطر بده...هی میگفت حالا همراهتون باشه...چه گیریه ها...!!!!بازم توپ

اونجا بود شفتر میخواست شوتش کنه ما نذاشتیم..دوباره اومدیم بالا از دم

مغازه ی شهنام رد شدیم بعد بقیه هم اونجا بودن بعد یکیشون گفت اقا

رضای بهاری..ایول پس فامیلیش بهاریه.....!!!! ایول..بازم چرخیدیم بازم

شهنام دیدیم...ما رو دید..باز ملودی دودل...اخه ما هم خیلی سوتی

دادیم..بعد برگشتن که منو ملودی بودیم فرشید زنگ زد..با هر دومون حرف

زد..!تازه دیروز مریم گلییی با ملودی حرف زده بود...!!!!اینم از ماجرای

امروز...بنیامین ده شهریور کنسرت داره.

راستی ملودی و مامان میخوان برن کیش یعنی با من نمیان شیراز..من

جمعه صبح زود با شفتر اینا میرم شیراز..پنجشنبه هم رستوران دعوتیم به

خاطر چهلم مامان بزرگه شفتر..ملودی مانتو خرید مشکی خریده

ایندفعه...کاش میومد شیراز...وای گشنمه اما گفتم بذار اول وب رو

بنویسم...ملیکا مرخصی گرفته چند وقت...ای بابا هی میخوام بگم مامان اما

نمیشه..اخه منو ملودی مامان رو به اسم کوچیک صدا میکنیم...خیلی

مامانیم رو دوست دارم..اختلاف سنیمون زیاد نیست باهم به خاطر همین

باهاش راحتیم البته نمیدونه که ما وبلاگ داریم....!یه چیز دیگه امروز کلی

نظر واسه اشبک اینا گذاشتم...امروز طبق معمول گرم بود...پارک هم

رفتیم..بعد اودیم خونه...همین...دیگه دارم از گشنگی میمیرم...فعلا....

 

مانیا:

من قانعم نا مهربانی از تو را هم دوست دارم

من به وسعت هر پروازی

به اندازه ی هر صداقت پاکی خوشبختم

در خوشبختی ام که شوقی بیش نیست

آن شوق را هم به تو یگانه ام بی هیچ تاملی تسلیم می کنم...

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |

سلام مانیا هستم..نمیخواستم الان بنویسم اما گفتم بنویسم....راستی یکی نظر داده بود نوشته بود

عکس باید ارامش بده...اما اون مطلب در مورد یه خواننده بود..عکساش همه اینطوری بود..کاریش

نمیشد کرد..

بعد یکی از دوستان مطلب منو با عکساش برداشته بود و گذاشته بود تو وب خودش ...لطفا منبع رو ذکر

 کنید اگه کپی میکنید...!!!

خب حالا میگم چی شده این چند وقت..مریم گلییییی رفته مسافرت قرار بود ما همدیگرو ببینیم اما اونا

رفتن محمود اباد و ما نمیتونیم هم رو ببینیم...اخه خودمم جمعه میرم شیراز..معلوم نیس ملودی میاد

 شیراز یا میره کیش؟!هنوز معلوم نیس...فردا منو ملودی و شفتر و گلبرگ میریم بیرون..شاید بختمون

 واشد...راستی هر کسی که منو ملودی رو میبینه باور نمیکنه دو قلو هستیم..میگن امکان نداره..اخه

 اصلا شبیه هم نیستیم..من تپلم اون لاغر من سفیدم اون سبزه تقریبا..من موهام قهوهای هست

واسه اون دو سه درجه تیره تر هست..فقط تنها شباهتمون قدامونه...ما هم قد هستیم...همین!!!

راستی ایران موزیک سام رو اورده بود...سام....دامپزشکی خونده... راجع بهش کلی چیز

فهمیدیم...اخه نازی سام!!

سیروان دو تا کلیپ جدید داده...موهاش رو بافته...!!خدایی این ایران موزیک

اخر خنده هست..این شو ای شیطون که خیلی خنده داره...تو تهران دارن ماهواره هارو جمع

میکنن..دیشب کانال پنج سردار طلایی رو نشون داد..کلی گرفته بودن...!!پنجشنبه چهلم مامان بزرگه

شفتر هست خدارحمتشون کنه..!خب منم دیگه برم...فعلا.

 پ.ن:کودتای ۲۸ مرداد....

مانیا:

 (شايد يه كسی شب ها برای اينكه خواب تورو ببينه به

خدا التماس می كنه ، شايد يه كسی به محض ديدنت

دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه ،

مطمئن باش يه كسی شب ها به خاطر تو توی دريای

اشك می خوابه ، ولی تو اون رو نمی بينی....)

 

+نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |

نکاتی که در مورد سارا میشه گفت اینه که :1- گیاهخوار

است.2- قدش1 متر و 78 سانتی متر است.3- پدرش

ایرلندی و مادرش آمریکایی است.4-"Just one last dance"

به خاطر فروش بیش از 200,000 نسخه جایزه ی

پلاتینیوم را دریافت کرد.5- بزرگترین شانس زندگیش توی

17 سالگی بود که از طرف مدرسه برای خوندن در

کنسرت مایکل جکسون در آلمان انتخاب شد...

6- بارها صاحب جایزه ی طلای بیشترین فروش در آلمان شده.7-خواننده

 های مورد علاقه اش مایکل جکسون و فرانکلین و میسی الیوت و استیو

 واندر هستند.7-در زمینه های ورزشی اسب سواری و رقص و قایق رانی

 فعالیت می کند.8- مکان مورد علاقه اش برای سفر کنیا است.9-انگلیسی

 و آلمانی و اسپانیایی زبانهایی هستند که به اون تسلط داره

.9-در 13 ژوئن(خرداد) سال 1980 در در آلمان به دنیا آمد.10-یک برادر

 کوچکتراز خودش به اسم رابین دارد و4 تا خواهر به اسمهای سوفیا و

والنتیناو مارسیا و آنا .....اسم پدرش مایکل و اسم مادرش سورایا...

11-همسر مارک ترنزی است و حاصل این عشق پسری است..

بنام تایلر...

sarah connor

 

(مانیا)......

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |

سلام من ملودی هستم کی گفته من عا شق شدم من حالم از این مسخره

بازیا به هم میخوره من فقط ازش ۱ کم خوشم میاد همین و و بس تازه بچه هم

که نیستم گول بخورم البته مرسی از نظراتونا حالا از کجا معلوم اونی که من ازش خوشم میاد

نخواد به مانیا tel بده به نظر من که طرف gf داره ولی مانیا که های میگه از کجا میدونی؟

ok دیگه خسته شدم از فارسی نوشتن   bye

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |

سلام مانیا هستم....امروز با ملودی رفتیم اندیشه..ملودی هی میگفت شهنام..کچلم کردا..بعدش دفعه

 ی اول که دور زدیم ندیدیمش اما دفعه ی دوم که از پله ها داشتیم میومدیم دیدیمش.. ملودی جلوتر از

 من بود..بعد من داشتم عین این خنگها میگفتم ملودی نیستش که...یهو چشام چهارتا شد...چون اون

 تو مغازه نشسته بود..ملودی هم بد نیگاش کرده بود ما ضایع شدیم...من فکر کنم میخواد با ملودی

 دوست شه..ملودی میگه نه..اینطوری نیست و اون خودش دوست داره و اینا..بعد وقتی میخواستیم بریم

 دیدیمش بازم..داشت میومد از مغازه بیرون..اما ما رفتیم..!!!

شهنام...

 

اما بشنوید از دوستامون...منو ملودی سه تا دوست صمیمی داریم..پروین وگلبرگ و شفتر..!.شفتر و

 گلبرگ هم امروز بیرون بودن با دوست سابق شفتر قرار داشتن..گلی نمیخواسته باهاشون باشه..اما

 پسره گفته بریم کافی شاپ..گلی هم مجبوری رفته.. اما هیچی نخورده..تازه اونجا هم رفته تو کوچه تا

اینا راحت باشن اما این پسره ی پررو به شفتر گفته نمیشه اینو بپیچونی...ای اشغال...چه پررو..هن

 هن!!!

راستی دیشب اخرین صحنه ی بازی پوپک گلدره تو سریال نرگس بود..خدارحمتش کنه..

بعدشم اینکه با فرشید حرف زدم با اینکه دیگه نمینویسه اما هنوزم سر میزنه به ما!!!

دیروز مریم اس ام اس زد اما من بیرون بودم...اخ جون هفته ی دیگه میبینمش..!!!چه خوب..فرزام

 شکست عشقی خورد دختره ضایعش کرده...من جمعه صبح میرم شیراز(جمعه ی اینده)!!!راستی

ملودی یه بار میگه شهنام نازی..دفعه ی بعد پشیمون میشه...یعنی دودل هست...همین!

ناهار خوردم الان میخوام بستنی بخورم...فعلا

 

(مانیا).....!!!!!

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |

سلام من ملودی ام.من دارم واسه شما فارسی می نویسما وای که چقدر

 

سخته اخه (شهنام) تعجب نکنیدا اخه من های این میگم!!!!

 

من مانتو میخوام مانیا رفت گرفت ولی من ندارممامانم میگه من مانتو دارم

 

ولی من بازم میخوام

 

ok.دیگه سرتون درد نمیارم راستی با نیلو دوستم رفتیم فیلم

 

)be name pedar( اخه خیلی دردناک بود.

 

byeeeeeeeee

+نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |

سلام مانیا هستم...امروز من.ملودی و شفتر رفتیم اندیشه....صد بار دور زدیم...تا بالاخره شفتر از شیرو

 یه کیف خرید..شیرو خوشگله..تازه سوار اسانسور(بالابر)هم شدیم...واه واه یه مرد اونتو بود هر دو باری

 که ما سوار شدیم بود..پررو...میخواست شماره بده...با اون سنش خجالت هم نمیکشید...بعد اومدیم

 هفت تیر یه ذره روسری دیدیم و بعدش برگشتیم خونه...همین!!!یه پسره هست تو اندیشه قیافش تو

مایه های شهنام شهابی هست....ملودی مارو کشت انقدر گفت شهنام...از اونور شفتر هم میگفت

 شیرو.....دیگه منو کچل کردن....!!!!!

ناهار قورمه سبزی بود...اخ جون...!!!!وای..دیگه اینکه صبح با مریم حرف زدم خیلی دختر خوبیه...نازی!!

اس ام اس هم زدیم و..دیگه باهم دوست شدیم..!!!خوبه نتیجه ی زدن این وبلاگ پیدا شدن یه دوست

خوب واسه من بوده...الانم منتظرم بیاد باهم بچتیم...!!!اخ جون...دیگه همین..خب دیگه من برم تا

بعد...فعلا.

 

(مانیا).......

پ.ن:مامان شفتر تولدت مبارک

+نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |