تبليغاتX
توله سگ سیبیل دار





















توله سگ سیبیل دار

یادداشتهای متفرقه

سلام من مانیا هستم...

بالاخره من نوشتم....بعد از دو هفته و دوروز اومدم...

ملودی هیچی ننوشت... تا من اومدم..بالاخره من دیشب اومدم از شیراز..اونجا

 که بودم مریم گلیییی بهم زنگ میزد دستش درد نکنه..نامزدی خیلی خوب بود توی یه باغ بود با یه

ارکستر عالی...میز شام خیلی بزرگ بود..چند نوع غذا و چند نوع دسر....تازه پول هم که میریختن کلی

جمع کردم...با اجبار کمی هم رقصیدم...پسرم زیاد بود اما نشد بختم واشه..دلم واسه وبلاگم خیلی تنگ

 شده بود...هیچ جای دیدنی نرفتم فقط رفتم خیابون...خرید..واسه ملودی و مامان هم سوغاتی اوردم..با

 شفتر مامانارو راضی کردیم و امروز میخوایم گوشی بخریم...ایول...من بعد از یازده ماه گوشیمو عوض

میکنم...

 

در شیراز اتفاقاتی هم افتاد..

یه روز رفتیم شام رو بیرون بخوریم..اخرای شام بود که دو تا ماشین اومدن ..تو کوچه بغلی عربده

 کشی..یکی غمه داشت..یکی هم بطری دستش بود..زدن ماشینارو خورد کردن..یه سمندو که داغون

کردن ...بدبخت مسافرم بود..بعد یهو به طرف جایی که ما بودیم یعنی رستوران سنگ پرت کردند...یکیش

 نزدیک بود بخوره به یکی از فامیلای شفتر اینا...!!!اگه دخترش نگفته بود الان..!وای..

بعد دو تا سنگ خورد به پای کارگر رستوران اون بدبخت هم با اینکه پاش خون میومد داشت میزارو جمع و

 جور میکرد..

اخه...اومدم کمکش کنم دیدم دستم میلرزه...اونا رفتن اما دوباره برگشتن ایندفعه شماره ی ماشین

یکیشون رو ورداشتن...خلاصه..ما دیگه رفتیم اما زنگ زدیم مدیر گفت گرفتنشون...مست بودن و کم سن

 و سال..با یکی دعوا داشتن..

اخه مدیر خیلی خوب بود...انقدر معذرت خواست...!!!!هنوز ساکمو باز نکردم...!!واسه گلبرگ وپروین هم

سوغاتی خریدم..خیلی کوچولو...!!دلم براشون تنگ شده..خب با اجازتون من برم بعدا بیشتر براتون

 میگم از شیراز مرسی از نظرا.....نیومده رفتیم..

مانیا

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |