تبليغاتX
توله سگ سیبیل دار





















توله سگ سیبیل دار

یادداشتهای متفرقه

سلام مانیا هستم...

متاسفانه امروز اخرین روز تابستونه...مدرسه......!!!من به خاطر ا...

سعی میکنم امتحانامو خوب بدم و با درس دوست باشم...

من یه تغییراتی تو زندگیم ایجاد شده بالاخره بختم وا شد...نمیگم

کیه!!اما اشناس...

تو درسامم میخواد کمکم کنه..

چند روز پیش رفتیم باز اندیشه...هیچ خبری نبود..فقط یکی رو

دیدیم که کلی حرص ادم رو در میاره...........

راستی به خاطر شروع مدارس ممکنه نرسم زود زود اپ کنم...ببخشید دیگه..سعی میکنم

زود بیام اما اگه نشد دیگه...ببخشید..

پریروز رفتم شهروند دفتر خریدم..خیلی شلوغ بود...

صبح رفته بودم دربند شلوغ بود...خیلی..درکه هم همینطور..

ببخشید باید برم دیگه..

فقط اومدم همینو بگم و برم..

نیومده رفتیم..

صدای تیک تیک ساعت میگه وقت رفتنه..

خداحافظ همین حالا

+نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |

سلام مانیام.....جاتون خالی این چندروز کلی خوشگذروندیم منو ملودی...!!!!

اول از روزی که رفتیم بیرون بگم....طبق معمول رفتیم اندیشه اول..شهنام هم مثله همیشه داشت تمیز

میکرد...ساعتی بیرون مغازش بود..مرتیکه یه لبخندی هم میزد..شیشه ی یکی از مغازه ها هم

شکست..!!!شیرو نبود..!داشتیم میرفتیم بیرون شهنام زل زده بود به ما برگشتیم نگاش کنیم روشو کرد

 اونور..پررو..

بعد رفتیم میرداماد..گفتیم ببینیم عشق مریم گلییی چه طوریه؟! که متاسفانه بسته بود مغازه...داشتیم

 میومدیم بیرون پای من رفت رو هسته ی نمیدونم چی؟!داشتم میفتادم پسرا بهم خندیدن..یکیشونم

 گفت ااا.....!!! ابروم رفت.یه تاکسی سوار شدیم از ترس داشتیم میمردیم...خیلی بد بود...

این از این.......

و اما عروسی..

رفتم ارایشگاه..خانه ی زیبایی.....

ما به یه عروسی دعوت شدیم اخه....منو ملودی سر عقد جا نداشتیم بشینیم...کنار عروس داماد

نشستیم..تو همه ی فیلم ها هستیم احتمالا..بعد فیلمبردار(..)گفت شما تو کادر هستین پاشید...و از

اونجا به بعد ما با هم لجبازی میکردیم هی..!

یه پسره اونجا بود عین مارمولک تو هم پیچ میخورد...ای ای...چندش بود لاغر عینکی دماغ

بزرگ...ای..بعد رفتیم سالن...کلی خندیدم از قیافه ها...عروسی نبود که جواد پارتی بود فکر کنم..!!!

 

ما که همش خندیدم...بعد رفتیم تو محوطه تا ماتیک اینا بزنیم..فیلم بردار گفت خانومم سایت میوفته برو

 اونور ما هم دیگه شروع کردیم به اذیت کردن....

ما اولین نفر بودیم که شام کشیدیم...همه چی ریختیم..مجانی بود دیگه..هیچکس نمیفهمید ما دو قلو

هستیم ما هم واسه همه توضیح میدادیم که ما دو قلو های نا همسان هستیم...

دنبال ماشین عروسم رفتیم..یه پراید بغلمون بود..یه پسره سرش بیرون بود که یهو مارمولکم پرید بیرون

منو ملودی هر هر میخندیدیم...خیلی جالب بود...

اومدیم خونه بزن برقص بود دیگه..یه چند تا پسر دیگه هم بودن..همه وسط بودن که یهو برقها رفت...منم

چراغ گوشیمو روشن کردم..ایول...!

یه جیگرم بود اونجا موهاشو بافته بود انقدر خودشو میگرفت .. فکر میکرد ما حسودیمون میشه بهش..

اخرش که میخواستیم بریم..داشت بختم وا میشد اما نشد اگه یه خورده بیشتر میموندیم حتما وا

میشد..

همین دیگه..

فعلا..بای

(مانیا)..!!!!!!!

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |

سلام من ملودي هستم ببخشيد که نتونستم weblogo به روز کنم.جاتون خالي کيش هم خوش

گذشت.البته جاهاي ديدنيش نرفتم.چون چهارم دبستان که بودم رفته بودم.بيشتر رفتم پاساژاشاش.

به خاطر همين همش از هتل عکس گرفتم. ۲ روزشم که رفتم پلاژ که برنز شم.

خلاصه خوب بود.

وقتي اومدم تهران ۱ بار هم رفتم انديشه شهنام رو هم ديدم موهاشو کوتاه کرده بود خيلي زشت

شده

ديگه ازش خوشم نمياد.

 مانيا ديدش اییییییییی.

ok ديگه من ميرم

bye

 

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |

سلام مانیا هستم..!


باز من باید جای ملودی بنویسم..ملودی نوشت اما ثبت نشده...متاسفانه اخر تابستونه..تابستونه

 چرتی بود..ما چهارشنبه رفتیم بیرون من..ملودی و مریم(دوستمون)...انقدر به دوستمون متلک

گفتن...وای!!!!مردیم..رفتیم اندیشه و هفت تیر ..ای شهنام موهاشو کوتاه کرده..زشت شده..شبیه بچه

 ها شده ..!رفتیم دستشویی دویست تومن پول دادیم...ای بابا...اقا رضا بهاری نبود..جای تعجبه..شیرو

هم نبودش..!بعدش اومدیم بیرون مریم گلیییی زنگ زد..یکم با هم حرف زدیم..و بعد منو مریم رفتیم بریم

خونه ملودی هم رفت پیش گلبرگ...با یه سمند رفتش اولش که سمندیه کلی طول داده بعدشم که

 ملودی خواسته پیاده شه یه دوهزار تومنی داده...اونم گازشو گرفت و رفته....پررو!!!

باید واسه مریم گلییی عکس بفرستم اما هنوز وقتشو پیدا نکردم...درنا جون عکس جدید یاشار و

گذاشته تو وبش....یاشار مدرسه میره...کلاس اولی هست...!!!مبارکت باشه یاشار جون....!!!یه شب

هم رفتم تندیس...بستنی خوردم...خوشمزه بود و تقریبا گرون...اسکان هم رفت نایک و پوما کلی شلوغ

بودن...همین..

خبری نبود دگه فردا هم میرم بیرون...فعلا.

پ.ن:فوری:

تولد اشکان و بابک (دو قلو ها) هست...اونا الان تهرانن........عروسیه..................!!!

تــــــــــــــــــــــــــــو لــــــــــــــــــدتون مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارك.......

 

جشن تو جشن تولد تموم خوبیاست
جشن تو شروع زیبای تموم شادیاست

تولدت مبارک تولدت مبارک

نیومده رفتیم...مانیا

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |