تبليغاتX
توله سگ سیبیل دار





















توله سگ سیبیل دار

یادداشتهای متفرقه

سلام

من مریم گلیییییی دوست مانیا جووون و ملودی عزیزم هستم. همونطور که توی سایت خودم امشب توضیح دادم صبح ملودی جووونم برام اس ام اس فرستاد و خواست که پست امشب رو من بنویسم. علت خاصی نداشت، منم که علت رو پرسیدم گفت که چون اکانت ندارن من براشون بنویسم. منم چون برای این دوتا دوقلوهای عزیزم احترام خاصی قائلم و از ته ته اعماق وجوودم دوستشون دارم این درخواست رو قبول کردم. ببخشید اگه بد مینویسم...

دارم به این مخیله فشار میارم که چی بنویسم و چی بگم که مثل نوشته های سایت خودم نشه که خوندنش براتون خسته کننده نباشه!! به این نتیجه رسیدم که بهتره یکمی (البته همونقدر که من شناختمشون) در مورد این دوتا دوقلو صحبت کنم. دوتا خواهر که در کنار هم و در کنار خانواده یه زندگی خوبی رو دارن. یه عالمه دوست دارن و بیشتر وقتا هم با دوست جوووناشون میرن اندیشه برای دیدن یه نفر. مانیا قل بزرگه هستش که زیاد هم بزرگ نیست. فکر میکنم چند دقیقه فقط زودتر به دنیا اومد و عجله داشت زودتر از ملودی ببینه و بفهمه که توی این دنیای لعنتی چه خبرا هست. وقتی باهاشون صحبت میکنم انرژی مثبت میگیرم. دو تا دخمل شیطون که اگه بتونن از دیوار راست راست میرن بالا. دوتا دخمل خوب و مامانی که بدجور توی دل من یکی جا کردن و برای دیدنشون بیصبرانه منتظرم تا دیماه بیاد و برم تهران. البته مانیا جووونم به قولش عمل کرد و برای من عکسش رو فرستاد اما ملودی یه ریزه بدقولی کرد. مانیا جوون میگه ملودی میخواد عکس بگیره و برات بفرسته اما هنوز خبری نیست. مانیا جووون میگه منو ملودی دوقلوهایی هستیم که اصلا شباهتی به هم نداریم. چهره مانیا خیلی معصومه و مهربونی از چهره نازنینش میباره. دوستش دارم به اندازه یه دنیا. همیشه سراغ محمدم رو ازم میگیره و اون روز به خاطر من تا در کافیشاپ رفت و متاسفانه به در بسته خورد. اما خوبه دیگه، محل رو پیدا کرد و هر وقت من رفتم اونم راحت میاد...

خوب دیگه چی بنویسم؟؟ میدونین خیلی سخته بخوای از طرف یکنفر برای دوستای اون مطلب بنویسی. چون خودتم یه جورایی جزو همون جمع هستی. اما خوشحالم تا الان مغزم یاری کرد و این چیزا رو نوشتم. باز هم خدا رو شکر...

عصری به جینجر بلا میگم مانیا و ملودی ازم خواستن برای سایتشون من مطلب بنویسم. گفت آدم قحط بود که به تو گفتن؟ گفتم مگه من چمه؟ گفت هیچی... منظورشو نفهمیدم، شما فهمیدین؟

میخوام اینجا یه بدجنسی کنم و برای سایت خودم تبلیغ کنم:

سایتی بسیار دیدنی، سایتی بسیار قشنگ، هر روز با اتفاقات زندگی مریم گلییییی، بخونین و نظر بدین، پشیمون نمیشین.www.chormangzzzzzzzz.blogfa.com منتظر قدمهای سبز شما عزیزان هستم. Chormangzzzzzzzz نامی آشنا برای دوستداران مانیا و ملودی

به داداشی میگم مانیا و ملودی ازم خواستن که براشون مطلب بنویسم، با تعجب نگام میکنه و میگه بهت اطمینان دارن؟ گفتم آره. گفت خوش به حالت که با دوقلوها دوستی...

خوب فکر میکنم برای امشب که قرار شد من بنویسم کافی باشه. ببخشید اگه بد نوشتم. میدونم به پای نوشته های دوقلوها نمیرسه. پس اگه میخواین دوباره بیان و بنویسن برای بدست آوردن اکانت براشون دعا کنین. التماس دعا...

دوستتون دارم بووس بووووس بووووووس....

+نوشته شده در سه شنبه نهم آبان 1385ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |