تبليغاتX
توله سگ سیبیل دار





















توله سگ سیبیل دار

یادداشتهای متفرقه

سلام مانیام دوباره...

امشب شب یلداست.طبق معمول هر سال خونه ی مامان مامانم (مامان

 بزرگ)دعوت داریم.دایی جونمم هست..خاله ام اینا مسافرتن اما پسرشون

 هست.منو ملودی همیشه با این بشر دعوا داریم.میگم پسر خاله چون

 نمیدونم اسمشو میذاره بیارم یا نه؟اون فقط یه سال از ما بزرگتره اما پررو.

خلاصه امشب هندونه.انار.اجیل و....قراره بخوریم...امروز سر زنگ زمین و

 موقع خوندن یک سوتی دادم...معلمه گفت عیبی نداره....!!!اما ضایع بود

 دیگه..زنگ فیزیک میخواستم معلممونو خفه کنم....لهش کنم بس

که ....هست.(با مقداری فحش رکیک و ناموسی بخونید) به من میگه تو

میتونی یه هنر مند بشی...یکی نیست بگه به تو چه من چی میخوام

 بشم...زشت.

زنگ تفریح با ریاضی ها قاطی شدیم...زدیم و رقصیدیم...منم درامر بودم !!!با

 ملودی رفتیم بوفه سالاد خریدیم....مزخرف....فقط سس بود همین....من

 حالم بد...

مشاور اومد راجع به کنکور برامون گفت و رفت....بعد یه زنه اومد یه تست

 روانشناسی گرفت منم همشونو چرت و پرت زدم...

سر قلم چی جاهارو عوض کردن...ملودی رو بردن....نتونست تقلب

کنه...اعصاب نداشت....!!!منم از جلویی .پشتی و با استفاده از دانش ناقص

خودم پر کردم....بد دادم...زمین رو نزدم چون نخونده بودیم...ملودی و مامان

 رفتن خونه ی مامان بزرگ من اومدم خونه داشتم کلید در میوردم پسره

گفت اخه پشت در موندی...سرم درد میکرد میخواستم همون وسط جرش

 بدم گفتم تو یکی خفه شو بر گشت من رفتم تو فوری...هه هه..الان داره

 تکراره زیر تیغ رو نشون میده این هفته سه بار نشون داده...اشبک اینا هم

 اومدن تهران....امروز هوا الوده بود..خب تعطیلمون کنن دیگه..نامردا....

ایران موزیک به خاطر شهادت قطع بود...نتونستیم بخندیم..!!!

خب دیگه من برم ناهار بخورم بعدم برم مهمونی...

شب یلدا خوش بگذره

 

اين دلــــــــــــــــــــم گرفتــــه

يــــــكی اين قــــــلبو شكستــــه

اگــــــــــه اين زخمـــو نبيـــــــنی

اگـــــــــــه مرهـــــــــــمی نزاری

شب یلدایی نداری!

 

مانیا

 

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |

سلام مانیا هستم.....با اتفاقات جدید...!!!!

فردا شب یلداست...اجیل.انار.فال حافظ و....!

امروز یعنی بهتر بگم دیروز معلم معارف جاهارو عوض کرد و بچه های

 خرخون و مثبت رو برد جلو نشوند...اخه اونا از ما بهترونن....ما از اونا

بدترونیم..!!!!

خلاصه کل کل با معلم از دیروز اغاز شد....امروز هم همش دعوا بود....!!

حالشو گرفتیم.... 1_0 ما جلوییم.....اخ جون..

فردا تست قلم چی داریم....!!!دفترچه های دانشگاه ازاد مثه اینکه

اومده...مامان میگفت باید بگیرید...!!مریم گلی امروز یا فردا میاد تهران...اما

 من مدرسه دارم...اه...نه تابستون دیدمش نه الان...

راستی ناظمم گفته نمرم از 16 هست.... اخه دو تا کلاس رو پیچوندیم و

نرفتیم..خدایی خیلی حال میده...تازه دیر هم میریم بعضی وقتها...! هه هه

 

دبیر زیست نقاشیهامو دیده و گفته براش بکشم شاید برای خود شیرینی

بکشم براش.اما اون اصلا نمره نمیده به خاطر 25 صدم هم انداخت بچه

 هارو..!!!

نااصر عبدالهی امروز بعد از 25 روز در کما بودن در گذشت...متولد ده دی بود

و چهار تا هم بچه داشت.خدا رحمتش کنه.

من هفته ی چهارمه دی میرم مشهد....با مدرسه..

اقای ناعمه کجایید؟؟؟!!!!من منتظرتونما..

فردا زمین داریم من درس نخوندم.... من تا حالا زمین نخوندم اما تستامو

90 زدم همیشه....سنگا خیلی سختن..راستی توصیه میکنم از سنگ

امیتیس و فیروزه استفاده کنید خیلی خوبه ها..

باغ مظفر رو فکر نکنم نشون بده چون وفاته...!

 

من برم...نیومده رفتیم...فعلا.

مانیا

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |