تبليغاتX
توله سگ سیبیل دار





















توله سگ سیبیل دار

یادداشتهای متفرقه

بابا مرتاض عزیز:

این پست رو برای تو مینویسم!مثه جودی برای باباش!!!

بابای عزیز نمیدونم الان کجایی و چیکار میکنی؟!

امروز به خیر گذشت...زنگ اول با نشون دادن نقاشیم و کمی خود شیرینی از پرسش معاف گشتم!!!

زنگ دوم و سوم زیست فقط درس داد.. مساله ژنتیک حل کردیم!

زنگ اخر هم جامو عوض کرد اخه داشتیم فال میگرفتیم!!!

بابا

امروز نشد برم اندیشه ملودی نیومد...منم تنها نمیرم که!!!

اصلا دیگه بی خیال اندیشه..خواستم برم با مامان میرم!!!!همممممممم...

اون زنگ زد....تو قطار بود و قطع شد!!

بابا من خیلی غمگینم امروز...تو باهام قهری سر اون جریان؟

انگار تمام دنیا با من قهرن!!!

با دوستم بهم زدم..نمیدونم میدونه یا نه؟اما من دیگه باهاش حرف نمیزنم!!!

بابا ......................................................................

میگن بیا بریم بیرون اما من میگم نه! حال کسی رو ندارم!!!

بابا ناراحت شدی جوابتو ندادم؟؟

چرا گوشیت بوق های ناجور میزنه؟نقطه کوری؟

مامان فاطمم کجاس؟!!!!!

منو ببخش اگه جواب ندادم...خب؟؟

در ضمن نه دوست ندارم قهر کنیم!!!!

 ******

امضا:دخترت مانیای غمگین

 

+نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |

باز صدای گنجشک....

لیوان شیر قهوه رو میذارم رو میز کناردستم و شروع به تایپ کردن این پست میکنم

اون مثه سابق زنگ میزنه ایندفعه بیشتر ابراز میکنه احساساتشو!!

با یکی از دوستام کمی تا قسمتی مشکل دار شدم............یعنی چطور بگم شاید جدا شیم!!!شاید...

مرتاض زنگ میزنه!!!حدود چهل و سه دقیقه فک میزنیم!!!!

با کلی خنده!!!

مادرو پدر جدیدم:مرتاض و ..........

پ.ن:

من امروز شاگرد اول شدم فک کن!

سانسور سر خود.

یکی از بچه های سال اول جو گیر شده صیغه کرده!!!

**** بابا مرتاض فردا باید بیای مدرسه

خداحافظ تا بعد

مانیا

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |