تبليغاتX
توله سگ سیبیل دار





















توله سگ سیبیل دار

یادداشتهای متفرقه

از اولش شروع میکنم قصه اینجوری شروع شد:

که ملودی خونه نبود جای دیگه ای بو د و فارغ از همه جا..

من بودم اما متوجه نبودم شاید اگه اونموقع میفهمیدم که قراره مجذوبش شم مقاومت میکردم و همون

لحظه میبستمش.

زمان گذشت و گذشت..

تا ما شدیم یه وبلاگ نویس !و ۲تا آدم عاقل و بالغ ..

فهمیدیم اوه چه زمانی گذشته و ما چکارا کردیم...

ما زندگی رو در این صفحه خلاصه کردیم.

و این صفحه شده بود میدون جنگ .

می جنگیدیم تا شاید بالاخره یکیمون پیروز بشه.اما ما شکست خورده بودیم.

ما فقط وابسته شده بودیم.

برای فرار از همه چی اشخاص دیگه رو انتخاب کردیم و روز به روز به اونا علاقه مند تر شدیم اما این وسط

باز هم شکست خورده بودیم.

گذر زمان و وبلاگ نویسی خیلی چیزهارو یادم داد..

یادم داد که توی این صفحه ی مجازی هم میشه آزاد بود

میشه به این چیزها دل بست..

یادم داد میشه خیلی چیزهارو باور داشت و به زندگی جور دیگه ای نگاه کرد...

 

 

سالگرد تاسیس وبلاگ مبارک

 

 

 

و با تشکر از کسانیکه یک سال با ما بودن از جمله:

مریم گلیییییییییییی(عروس خانوم)

اشبک(۲قلوهای افسانه ای)

فرشید(عاشق)

درنا جون(کسی که باعث شد من فارسی تایپ کنم)

میثم.د(نفر اول کنکور و کسی که میگه وبلاگ ما بچه گانه هست)

سورنا(زمین شناس کوچولو :-؟؟)

رنتا و خواهرش(دو تا خواهر مثل ما)

مهدی(اقای شغال)

آیدا(بدون شرح)

پونه جون(که همیشه یه یاد ما بوده)

و

بابا مرتاض و مامان فاطمه(سازمان اطلاعات جاسوسی چلچراغ)

و فرزاد عشق پرواز..

و فاطی . عرفان. پرستو . سوسک سیاه. تیرداد .ویولت...

فهیمه رحیمی و راه راه سبز و راه راه بنفش و...

 

اگه اسم کسی رو جا انداختم شرمنده.

مرسی که یک سال مارو تحمل کردید.

 

 

مانیا

+

ملودی

=

ملونیا

+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |

این مطلب مربوط به هفته ی گذشته است:

 

 

سلام مانیام.

امروز امتحانای نهایی تموم شد.همشون رو بد دادم.

روز کارنامه به ۰۰۰۰۰ میرم .

ملودی خرخون تر هست =>نتیجه ی اخلاقی

دو تا امتحانم دارم که تو مدرسه باید بدم.

نامه ی شفتر و راه راه سبز تو چلچراغ چاپ شد.

بابا مرتاض که تحویل نمیگیره.....بابای بد.من هی کامنت میذارم اما اون...

شیرو هم اس ام اس داد قهوه ایی کردمش دیگه عمرا بر گرده.

نفر اول کنکور(د) زنگ زد اما نشد حرف بزنم باهاش...نامردم من.

مورچه هم مجبور شد بره تبریز آخه کلاس داره.

فرشید هم از وقتی برگشته هی تند تند آپ میکنه.

هفته ی دیگه سالگرد تاسیس وبلاگ...میخوام یه مطلب راجع به این یه سالی که گذشت مینویسم.

مریم گلییییییییییییییییییییییییییییییییییی حالش بد شده بود اما الان حالش بهتر شده شکر خدا.

تولد سوسک و صدف و شهر آبادی و هیتلر و .. هم بود تولدشون رو از همینجا تبریک میگم.

سام آهنگ جدید داده.

وای ملودی یک شانس رو از دست داد.

ماجرا از این قرار بود که من به موسوی یه ناهار باختم قرار شد من و ملودی موسوی و دوستش ناهار بریم بیرون.

دوست موسوی اوا خواهر از آب در اومد.

موسوی هم می گفت دوست من خجالتی هست و به کمتر کسی پیشنهاد میده.

دوستش اسمش مرتضی بود.موهاش یه وری و بلند.جلوش رو نقره ای کرده بود.ابروهاش رو ورداشته

بود.ناخن هاش بلند و رژ گونه صورتی.

منو ملودی تو کف قیافه ی یارو بودیم.

ملودی خودش دوست نداشت با این دوست شه اما اینو جو گرفته بود برای دوست شدنشون دو تا شرط

هم گذاشت:

۱-ملودی فقط با اون باشه.

۲-با هم.....داشته باشن(سانسور شد)

ملودی هم از رو شوخی گفت من با پسر آره اما با دختر نه!!!!

منو ملودی از .... متنفریم ا!!!!

خجالتم خوب چیزیه!!!!!!اینم از جریان بخت باز شدن خواهر جون من!!!

~~~~~~~~~~~~~~~

پ.ن:

من امتحان دارم میرم.هفته دیگه میام.

کارنامه + قبض= اعدام

مانیا

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |