گاهی خاطرات.....
مانیام
سلام از اذر ماه چند وقت گذشته؟؟
خیلی....
دلم برا توله سگ برا خاطراتمون تنگ شده..روزی این توله همه کسم بودم..اما من گذاشتمش کنار و ..
ما ادما چقدر زود فراموش میکنیم..
مرور بلاگ تداعی کننده ی چه روزهایی برام..به سادگیم به بچگیم میخندم..طپش قلبم دستای سردم اون همه احساس وای بر من
باورم نمیشه اما من بزرگ شدم..خدایا
این چه حسیه؟؟؟
میدونم باید بشینم باید دوباره بنویسم..عجب حرام شدم..
مینویسم به جه مناسبت؟؟
ناگفته هام قد یه دنیاس..
صدای زنگ گوشیم منو از خاطراتم جدا میکنه
دستم روی گوشی خشک شده..نفسم بالا نمیاد خدایا اون برگشته.....
اما من قلبی تو سینه ندارم.
من برگشتم ... خدایا کمکم کن تا باز بنویسم.
مانیا
(جوجو از صمیم قلب میخوام حالت خوب شه و مریم گلیییییییییی عزیزم ناراحت نباشه)
درنا جون باز تایپ یادم رفته
+نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |
ملودی و مانیا هستیم.ملونیا ادغامی از اسم جفتمونه.دو قلو های ناهمسان هستیم.با 5دقیقه فاصله ی زمانی...!!
Home Profile Email Night Skin
تنها در آستانه ي فصلي سرد زن و شوهر سانسور نشده اتفاقات روزمره زندگی من اين داستان واقعي است نوشته هاي خانوم ميم دوران سركشي ژابيز يكي يه دونه ي بابا دنياي خاطرات من هر چيزي ممكنه مرتاض ناعمه عروس بيچاره سيم سيمك فنگ شويي آس خشت زغال اخته بهشته اشبك فالگو كرخه آزاليا ميثم درنا فلاني آرايلي يك عاقد يه بيسواد خاتون خاموش آنچه نبايد ميشد Specific بلاگ کد فتو نایت آپلود عکس گالری عکس انتخاب وبلاگ برتر کد موسیقی لایت قالب های نایت اسکین LinkDump فال2فال1 کاربران آنلاین: بازديدها : Design by : Night Skin
فال2فال1