تبليغاتX
توله سگ سیبیل دار





















توله سگ سیبیل دار

یادداشتهای متفرقه

باز سنگینی نگاهشو حس میکنم..!!!

خدایا چقدر راه مونده؟؟!!خسته از این فاصله هام..!!!خدایا جدایی تا به کی؟؟!!!

از جاش بلند میشه به طرفم میاد قلبم از گنجشک هم تندتر میزنه...!!

خدایا دیگه طاقت ندارم  !

از کنارم رد میشه یه لبخند ملیح هم میزنه!!

خودمو میزنم به خواب سردمه از سرما مچاله شدم رو صندلی..!!اما اون بازم دست بردار نیس!

کتشو میندازه روم از ترس بلند میشم... چرا از تو چشام نمیفهمه که ازش میترسم؟؟؟

میگم پس خودتون چی؟میگه من لازم ندارم و میره..!!چه راحت رفتار میکنه..!!!!!!انگار نه انگار که..!!خدایا پایان این راه به کجا میرسه؟؟

...

بیا این چایی رو بخور گرم شی!!دوباره از جام بلند میشم بی هیچ حرفی لیوان رو ازش میگیرم!!حتی قدرت تشکر کردن ازش رو ندارم...از چای بدم میاد اما مجبورم که بخورم !

این جاده سر انجام به کجا میرسه؟؟!!انگار دقیقه ها قفل کردن..!!!وایسا دنیا من میخوام پیاده شم..!!یاد این آهنگ میفتم!!!

صدای آهنگ رو بلند میکنه همه خوابن چپ چپ نیگاش میکنم لبخند میزنه..!!

امشبم مثل همیشه محشری...با خواننده تکرار میکنه!!!

ایندفعه دقیق تر نگاش میکنم... موهای کنار شقیقش سفید شده. یه چند کیلویی اضافه وزنم داره. ..

نگاهمون بهم میفته از خجالت ذوب میشم حالا چه فکری میکنه پیش خودش؟؟

این جاده به کجا میرسه آخر؟؟

از اینکه مورد توجه چنین آدمی باشم چندشم میشه!!

انگارابروریزی دفعه قبل یادش رفته..!!

انگار تهدیداش یادش رفته...!!!که اگه باز با یه پسر سوار شم چه ها که نمیکنه!!

دیگه همه میدونن که من عزیز ایشون(به قول خودشون)هستم..!!

کاش برای رزرو بلیط بهش زنگ نمیزدم...کاش!

شمارم رو از همون موقع یاد گرفت..!!!!میترسم!

از کاراش از حرفاش ... میترسم به خدا میترسم!!!

هی میگم دیگه با این اتوبوس نمیام اما خانواده میگن با این باید برم بیام..!!!

کاش میدونستن .....که چه زجری دارم میکشم...!!!

خدایا این جاده انتهاش کجاس ؟؟؟!!!!!

گریه مجالم نمیده

پس بی خداحافظی میگریزم....!!!

 

 

 

مانیا

 

+نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |