|
عید هر سال تکرار میشه و برای من هر سال اهمیتش کمتر و کمتر ... دلم برای روزگار غریب بچگیم تنگ شده برای سبزی پلو ماهی.عیدی.لباس نو....!! مانیا پیوست:
هفت سین : سرکه: نشانه دفع بیماری
هزار شيطان در درونم عربده مي کشند و هنوزبه بال هاي يک فرشته فکر مي کنم .. فرشته ی قصه ی ما مثه سیندرلا لنگه کفشی گذاشته به جا. عکس تزیینی نیست. مانیا
جایی قلبی شکسته شد..صدایی مهیب تر از تصادف..!! ............ یک روز.. در اثر یک سهل انگاری...یک لحظه هر چند کوتاه..بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووم کمی اونورتر پیرمردی ۷۰ ساله روی زمین..ماشینی ایستاده و عابرانی بهت زده.. ............ در بیمارستان نتیجه معاینه: ۱.شکستگی چند جای بدن ۲.به احتمال قوی قطع نخاع ............. خدایا توانایی راه رفتن رو ازش نگیر دلخراش ترین صحنه دیدن گریه ی کسی هست که بیشتر از جون دوسش داری...! پدربزرگ حمید اگه دیگه روی پاش نایستد چه کند؟؟!!! اگر کار نکند چه کند؟؟!! پدربزرگ مانیا ضمیمه: حمید عزیزم این پست تقدیم به پدر بزرگت.. از خدا میخوام که تشخیص دکتر اشتباه باشه و پدربزرگت زودتر خوب بشه.
چندروز پیش:
فاصله چقدر زیاده بین تعبیر ها: من از چند رنگ بودنت شکایت میکنم و تو به رنگین کمان بودنت افتخار..!! ...!! و امروز: به قول دوستی زود از دست میره کسیکه راحت و زود بدست اومده باشه! اما من تورو زود و راحت بدست نیوردم که راحت از دستت بدم پس امیدوار باشم به داشتنت..مگه نه؟! مانیا ضمیمه:روزگارم بر خلاف ارزوهایم گذشت
چند روز پیش: منو باش که فکر میکردم تو تا آخرش باهامی منه ساده چه میدونستم که تو هم مثله اونایی!!! *(نگفتم دل من بی اعتباره اگه عاشق بشه پروا نداره) ازفردای روزی که بهم زدیم سرو کله ی فضول باشی ها چه دختر چه پسر پیدا شد..همه سراغتو میگرفتن ! نمیدونستن که تو هم...!!آره! ضمیمه: به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار تو با خنده ای نوشتی همنفس خدا نگهدار خدا نگهدار!!! .... دیروز: از شب قبل تا صبح تاریک روشن دلواپس قرار امروزمون بودم . صبح با صدای جا به جا کردن ظرفها توسط مامانم از خواب پاشدم..!!تا گوشیم رو از زیر بالشم برداشتم و روشنش کردم زنگ زدی...هیجان عجیبی وجودم رو گرفت!باورت میشه؟! زیر دوش از شوق دیدنت لبخند میزنم!خدا رو شکر میکنم که کسی اینجا نیس که ببینتم وگرنه حتما فکر میکرد دیوونه شدم! سراسر راه دلم شور میزد هرچی بیشتر ماشین به محل قرارمون نزدیک میشد دل منم بیشتر شور میزد..!!... نمیدونم شاید میترسیدم که بخوره تو ذوقت.. با ماهور سر اینکه ماشینت ۲۰۶ مشکی یا نوک مدادی هس شرط بندی کردیم..اما آخرش حدسمون اشتباه در اومد و تو توی زانتیا بودی..!! توی ماشین که نشستم میترسیدم نگات کنم...میترسیدم نگامون به هم بخوره و.. انگاری دفغه اولی بود که میخواستم ببینمت..!!نمیدونم چجور حسی بود...!ترس؟دلهره؟دلشوره؟ در برابر تو حس بچه ایی رو دارم که برای اولین بار پا به مدرسه گذاشته...جایی که فقط مقررات باید به اجرا در بیاد و حرف اضافی موقوف! چند ساعت گذشت.. شاید یخمون کمی آب شده باشه..رفتارت که اینطور نشون میده! ماهور و بعد از ناهار رسوندی خونشون.. وحالا تنها شدیم...!! من تو و خدا زیر یه سقف! زمان داشت باعث میشد تا گذشته رو فراموش کنم! آغوش تو تنها جای دنج و راحتی که میتونم برای خودم داشته باشم.مگه نه؟ از اینکه میگی دوس داری بچمون شکل من باشه خجالت میکشم اما ته دلم ...!! وای امان از دل من که اسیر تو شده. توی بغلت خودمو جا میدم و توی دلم شعر معین رو میخونم: تو هوای تازه ی زندگی هستی که تو قصر آرزوهایم نشستی تو همون معجزه و لطف خدایی که طلسم نا امیدیمو شکستی ضمیمه: راستی چی شد؟ چجوری شد؟ اینجوری عاشقت شدم؟؟!! کاش زمان مهلت بیشتر با هم بودن و بهمون میداد...!! مانیا پیوست: خدایا بنده ی رو سیاهی ام اما نه برای خودم بلکه برای مریم گلیییییی ازت خواهشی دارم اونم اینه که حال ننه رو خوب کنی تا مریم گلییییییییییی رو دوباره خوشحال ببینم.
نهايت مهرباني رو ميتونم از چشماي ماهور عزيزم حس كنم. مانيا ضميمه:مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشیش سیاه کشیده بود تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد پيوست: روز جالبي بود ( خوشحالي كوتاه مدت) لالا لالا نخواب دنيا کثيفه/واسه کمتر کسي خوب مي نويسه/يکي لبهاش هميشه غرقه خندست/يکي پلکهاش تو خواب هم خيسه خيسه
فقط میدونم اسمش پونه هست ...!!
بعد این همه مدت فقط تونستم همینو بفهمم... راستی چی شد؟؟.... مانیا پیوست: گریه کنم یا نکنم؟ حرف بزنم یا نزنم؟ من از عشق تو دل بکنم یا نکنم؟ |
About![]()
ملودی و مانیا هستیم.ملونیا ادغامی از اسم جفتمونه.دو قلو های ناهمسان هستیم.با 5دقیقه فاصله ی زمانی...!! Archivesهفته دوم آبان 1388هفته اوّل آبان 1388 هفته چهارم مهر 1388 هفته دوم مهر 1388 هفته اوّل مهر 1388 هفته چهارم شهریور 1388 هفته سوم شهریور 1388 هفته دوم شهریور 1388 هفته اوّل شهریور 1388 هفته چهارم مرداد 1388 هفته سوم مرداد 1388 هفته دوم مرداد 1388 هفته اوّل مرداد 1388 هفته چهارم تیر 1388 هفته سوم تیر 1388 هفته دوم تیر 1388 هفته اوّل تیر 1388 هفته چهارم خرداد 1388 هفته سوم خرداد 1388 هفته دوم خرداد 1388 هفته اوّل خرداد 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته دوم اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته دوم فروردین 1388 هفته اوّل فروردین 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته دوم اسفند 1387 هفته اوّل اسفند 1387 هفته چهارم بهمن 1387 هفته سوم بهمن 1387 هفته دوم بهمن 1387 هفته سوم دی 1387 هفته دوم دی 1387 هفته چهارم آذر 1387 هفته اوّل شهریور 1387 هفته اوّل آذر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته سوم اردیبهشت 1386 هفته دوم فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته دوم اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته دوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته دوم آبان 1385 هفته چهارم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته اوّل شهریور 1385 هفته چهارم مرداد 1385 هفته سوم مرداد 1385 هفته دوم مرداد 1385 هفته اوّل مرداد 1385 هفته چهارم تیر 1385 هفته سوم تیر 1385 هفته دوم تیر 1385 هفته اوّل تیر 1385 هفته چهارم خرداد 1385 Links
تنها در آستانه ي فصلي سرد |