تبليغاتX
توله سگ سیبیل دار





















توله سگ سیبیل دار

یادداشتهای متفرقه

 

خواب دیدم از تو دور شدم
وای که عجب خواب بَدی
گفتم بیا با هم بریم، گفتی که راهو بَلدی
هر چی صدات کردم نرو اما به جایی نرسید
یکی یه جا فریاد می زد، دیوونه از قفس پرید
صبح که رسید بیدار شدم، دیدم یه نامه روی در
نوشته بودی که سلام، مدتی رو میرم سفر
بُغضی نشست توی گلوم، خوابم یا این حقیقته
بازم صدات کردم ولی، دیدم سکوت جوابته
گفتم که شاید این سفر تموم میشه همین روزا
دوباره باز می‌بینمش چه خوش خیال بودم خدا
ساعت و لحظه‌هام گذشت، چشمام به کوچه خیره بود
من منتظر بودم بیاد، خیلی دلم تنگ شده بود
روزا مثل دیوونه‌ها پرسه زنون تو کوچه‌ها
شبا یه گوشه از اتاق گریه و آه بیصدا
مثل همون خواب سیاه، رفت و منو تنهام گذاشت

مــــــانیا

 

 

+:

میرم به شهری که از گوشه گوشش خاطره دارم

شاید تو هیچوقت به اون شهر نتونستی بیای

اما خاطراتی رو برام داخلش به جا گذاشتی که..

 

 

+نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |

 

چمــدون

تـــرمینال

اتوبـــوس

راننـــــده

دانشـگاه

جــــــــاده

دوباره قصه ی تلــخ دلتنگی..!

 

 

مانیا

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |

 

سرش رو بالا میاره

غذا هم میخوره

اما چشماش بستس

جنب و جوش سابق روهم نداره

دلــــــــــــم شور میزنه

انگشتم رو میکشم رو لاکش و میگم

تورو خدا نمیــر لاک پشت خوشگلم..

 

مانیا

+نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |

 

 مــــــــــرحوم (ح.ب)

 

 

 

بنال بلبل اگر با منت سریاری ست که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست

مانـیا

 

+نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |

 

سرم رو میذارم رو پاش

با دستش موهامو نوازش میکنه

چشمامو میبندم

دیگه به هیچی فکر نمیکنم

جــــــــــــــــــــز خودش

از خودش یادگرفتم

که مهر سکوت رو به لبهام هدیه کنم

 

مانیا

 

+:

تو خاموشي

خونه خاموشه

شب آشفته

گل فراموشه

بخواب كه امشب

پشت اين روزن

شب كمين كرده

روبروي من

تب آلوده

تلخ و بي كوكب

شب، شب غربت

شب همين امشب 

لايي لايي

من به جاي تو شكستم

تو نبودي

من به سوگ من نشستم

از ستاره تا ستاره

گريه كردم

از هميشه تا دوباره

گريه كردم

لالالالا آخرين كوكب

لباس رويا بپوش امشب

لالالالا اي تن تب دار

اشكامو از رو گونه هام بردار

لالالالا سايه بيدار

نبض مهتابو دست من بسپار

لايي لايي

من به جاي تو شكستم

تو نبودي

من به سوگ من نشستم

از ستاره تا ستاره

گريه كردم

از هميشه تا دوباره

گريه كردم

+نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |