تبليغاتX
توله سگ سیبیل دار





















توله سگ سیبیل دار

یادداشتهای متفرقه

 

 سر کلاس درس

نوشتم بر روی کاغذ سفیدزیر دستم

دلم تنگ است برای خانه ام ای دوست..

بغل دستی ام نگاهی کرد و زیرزیرکی خندید

به دستخط ناخوانا و افکار درهم آنروز..

 

 

مانیا

+:

 

ماجرای یک مرگ خیالی در ذهن مسموم من

 بیاد ۲۱تیر۸۸ :

ناگهان به هوا میپرم و با سر به بدنه ی آهنی ماشین برخوردمیکنم.

یاد چند لحظه قبل میفتم که (او) را آنطرف خیابان دیدم..توهمی شیرین!

صدای زن مسن هنوز درگوشم طنین می اندازد که میگفت : مواظب باش..

و بعد کشیده شدن لاستیک های ماشین برروی آسفالت خیس خیابان

احساس میکنم چند ثانیه ایی در هوا معلق ماندم و بعد به زمین افتادم

مردم دورم تجمع میکنند

از صداها میفهمم که جمعیت رو به افزایش است

دلم میخواهد چشمانم را هرگز باز نکنم آنقدر خسته ام که..

امروز احتمالا بدترین روز زندگی من خواهد بود

دست سردی نبضم را میگیرد و بعد با صدایی لرزان داد میزند:

دخترک مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد!

آری من در اولین ماه از فصل تابستان مردم..

 

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |

 

به یــاد:حامد.ب

 

عشق تو توی وجودم ،عشق تو گرمی شبهام
مثل یک راز نگفته ، شعله میکشه رو لبهام

عشق تو خون تو رگهام، حس این چشمای گریون
تن تو گرمی آفتاب، توی چله تابستون


لمس تو زیبایی، یک شب رویائیه
حس به تو رسیدن، معکوس تنهائیه


دلگیرم از نفسهات، بخند و آرومم کن
منو به جرم قلبم، برون یا محکومم کن


عشق تو توی وجودم ،عشق تو گرمی شبهام
مثل یک راز نگفته ، شعله میکشه رو لبهام


عشق تو خون تو رگهام، حس این چشمای گریون
تن تو گرمی آفتاب، توی چله تابستون


نقش تو زیبائیه یک شب آفتابیه
تورو نفس کشیدن، انکار بی تابیه


مثل خورشید در برم، تنم رو شعله ور کن
رویای هر شبم رو با یک بوسه معتبر کن


عشق تو توی وجودم ،عشق تو گرمی شبهام
مثل یک راز نگفته ، شعله میکشه رو لبهام


عشق تو خون تو رگهام، حس این چشمای گریون
تن تو گرمی آفتاب، توی چله تابستون


تن تو ادامه جاده خورشیده،
چشمتو روتن لحظه پاشیده


تا تو با منی نگاهم مثله یک رویاست
با تو موندنی شدن چقده زیباست


عشق تو توی وجودم ،عشق تو گرمی شبهام
مثل یک راز نگفته ، شعله میکشه رو لبهام


عشق تو خون تو رگهام، حس این چشمای گریون
تن تو گرمی آفتاب، توی چله تابستون


عشق تو خون تو رگهام، حس این چشمای گریون
تن تو گرمی آفتاب، توی چله تابستون

 

مانیا

+نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) |