تبليغاتX
توله سگ سیبیل دار - رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ





















توله سگ سیبیل دار

یادداشتهای متفرقه

اين نوشته ها پاك نويس اين نوشته ها ويرايش اين نوشته ها هيچي نشدن..به همون صورت كه نوشته شدن تايپ هم شدن:

 

دسته ي كاغدام رو روي ميز ميذارم

ميشينم پشت ميز و در نخستين نگاه به بيرون آفتاب رو ميبينم..

چشمام اذيت ميشن..

فوري نگاهم رو ميدزدم و خودكارم رو برميدارم

گاهي وقتا با خودم ميگم شايد خواب اين مغز من؟!!!پس بهتره بيدارش كنم..(تا تنور داغه....)

فكر ميكنم

نميدونم چه مدت طول ميكشه

 اما

 وقتي به خودم ميام كه فنجون چاي ام يخ كرده

انتخاب سختي هست برام

 اما

من تصميمم رو گرفتم

فراموش ميكنم...!!

باز افكار ممنوعه سراغم ميان..شايد بايد در جوابشون سكوت كنم..اما ميدونم كه نميتونم!

به صفحه ي مانيتور زل ميزنم به تصوير خودم خيره ميشم..

۹-۱۰ ماه دوري از خانواده چقدر عوضم ميتونه كرده باشه؟!

....

ميرم سراغ كتابخونه ي كوچيك اتاقم

بلكه جمله ايي كه با احساسم هماهنگ باشه رو پيدا كنم..

ميون كتابهام پرسه ميزنم اما هيچي نميفهمم حواسم به هيچ  چيزي و هيچ كس نيست..

كلمه هارو الكي گاز ميزنم..هرچي به نظرم ميرسرو مينويسم

من ندونسته چه كارها كه نكردم..شايد هم گاهي دونسته بوده باشه اما اون روي من بوده قطعا..

شايدبا حرفم اونو  داغونش كرده باشم...شايد

از اين همه فكر سرم گيج ميره

خودكارمو زمين ميذارم و به خواب براي فرار روي ميارم

من جه آسان بي خداحافظي ميگريزم.

مانيا

 

پيوست:

۱.چمن باش رشد كن.حتي اگه لگد شدي.

۲كنم هر شب دعايي كز دلم بيرون رود يادت.. ولي آهسته ميگوشم خدايا بي اثر باشد!.

 

+نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |