تبليغاتX
توله سگ سیبیل دار - خیـــام : بر من قلم قضا چو بی من رانند / پس خوب و بدش ز من چرا می دانند





















توله سگ سیبیل دار

یادداشتهای متفرقه

 

 

در گنجمو وا میکنم به لباس های رنگی توشون خیره میشم:سبز صورتی بنفش آبی...

انگار حوصله ی هیچ رنگی رو ندارم..

ترجیح میدم سفید بپوشم..!!

..

میرم جلوی آینه دیگه عادت کردم که هرروز تار موی سفید جدیدی و ما بین موهای رنگ شده ام ببینم

دیگه حتی به اینم عادت کردم..

انگار کلا به زندگی بی برنامه عادت کردم..

..

رو در یخچال کاغذ جدیدی رو میچسبونم

روش مینویسم: منم یه جوونم! پس چرا نمیتونم؟!

..

خودمو ول میکنم رو کاناپه فرو میرم توش بعد

با خودم فکر میکنم

حس کبریت و دارم بعد از اختراع فندک

..

لیوان چای دستمه و به صفحه ی خاموشه تلویزیون زل زدم..

به چیزی فکر نمیکنم اما نگام خیره مونده..

..

(نازنینا با تو گویم گریه دارد حال ما)

..

مداد و کاغذم رو بر میدارم تا یه چیزی بنویسم..

هیچی به ذهنم نمیرسه..ته مداد و نیگا میکنم جای دندونام بصورت خوفناکی مونده روش.

..

از حس ترحم  بدم میاد میخوام هوووووووووووووووار بزنم...

..

چراغ اتاق رو خاموش میکنم

میرم بخوابم

 اما

این دفعه دیگه حتی خوابمم نمیبره..!

..

خستم

 فقط همین

 

 

 

مانیا

 

پیوست:

به من خوبی نکن

  شاید، برای هر دومون بد شه

 نشستم تو دل طوفان

 بذار آب از سرم رد شه

 به من خوبی نکن

وقتی کنار من نمی مونی

  نگو بد می شم از فردا

 تو که دیدی نمی تونی

 

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعتتوسط ملودی و مانیا(ملونیا) | |